تبليغاتX
.:: رهرو عدالت ::.

.:: رهرو عدالت ::.

جوان مسلمان پیرو خط امام(ره) و رهبری_افسر جوان جبهه جنگ نرم

آی اصغر فرهادی؛ به صلیب هم اگر کشیده شدی مسیح باش نه مترسک شالیزار...

تاریخ؛ شهادت دانشمندان اتمی ایران است؛ نه خرس، خروس و شغال
آی اصغر فرهادی؛ به صلیب هم اگر کشیده شدی مسیح باش نه مترسک شالیزار

اصغر فرهادی یادش رفت همین جایزه اسکار مارلون براندو در اعتراض به رفتار دولت امریکا با سرخ‌پوست‌ها نگرفت. آقای فرهادی موقع اسکار گرفتن به چی فکر می‌کردید؟ اصلآ فکر می‌کردید؟ به یاد دانشمندان اتمی شهید ایران بودید؟من منکر سیاهی‌ها نیستم، همین سیاهی مگر طلا و مس سیاهی‌ها را نشان نداد؟ پس چرا این فیلم حتی به یک جشنواره درجه سوم خارجی هم دعوت نشد؟ جایزه که توی سرشان بخورد. آیا به این خاطر نبود که چون نشان می‌داد آخوندها هم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند بایکوت شد؟

 وقتی دانشمند و پزشک جراح ما جایزه برترین و نوآورترین جراحی جهان را برد و برنده شد چرا جایزه‌اش را ندادند و گفتند که ایران در تحریم است؟ مگر آقای اصغر فرهادی و فیلمش ایرانی نبودن که جایزه به او داده شده و ایران هم در تحریم نبوده است؟ اگر واقعن فکر می‌کنیم که این کارها سیاسی نیست پس حتمن ما گنگ‌های خوابدیده هستیم.

هالیوود سیاسی نیست. گلدن گلاب سیاسی نیست. سرنخ صنعت پورن جهان را در دست داشتن سیاسی نیست. لیبرالیسم سیاسی نیست. تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ هیجانی سیاسی نیست. سیاست‌های فرهنگی شیطان بزرگ سیاسی نیست. لانه روباه پیر سیاسی نیست. سپر دفاع ضد موشکی سیاسی نیست. گوآنتانامو سیاسی نیست. ابوغریب سیاسی نیست. ناتوی فرهنگی سیاسی نیست. سیاست خارجی بوش و اوباما سیاسی نیست. اتاق بیضی سیاسی نیست. کراوات سیاسی نیست.

دروغ ۱۱ سپتامبر سیاسی نیست. جنگ علیه عراق و افغانستان سیاسی نیست. ناکازاکی، هیروشیما، ویتنام، حلبچه و شلمچه، اردوگاه زنان ده ساله ژپا و کشتار فرقه داوودیان سیاسی نیست. قتل عام فلسطینی‌های نمازگزار توسط یک اسرائیلی سیاسی نیست. به آتش کشیدن اولین قبله مسلمان جهان سیاسی نیست.

پاره کردن قرآن سیاسی نیست، کاریکاتور دانمارکی سیاسی نیست، تیاتر آلمانی سیاسی نیست، کودتای ۲۸ مرداد سیاسی نیست. کشتن ملت مظلوم پاکستان سیاسی نیست. استعمار و استکبار سیاسی نیست. ترور دانشمندان اتمی ایران زمین سیاسی نیست. خونی که از سبیل جان بولتن می‌چکد، سیاسی نیست.

حمایت از منافقین سیاسی نیست. دست دادن مسعود رجوی با صدام یزید کافر سیاسی نیست، بمب مسجد ابوذر سیاسی نیست. هفت تیر سیاسی نیست. ترور رییس جمهور، نخست وزیر، اولین رئیس شورای انقلاب، اولین رئیس ستاد ارتش، اولین رئیس شورای عالی قضایی، اولین امام جمعه‌های پانزده شهر سیاسی نیست.

راه انداختن بی بی سی فارسی با پول مالیات مردم انگلستان سیاسی نیست. زدن ایرباس ایران در خلیج فارس سیاسی نیست. برهنه شدن گلشیفته سیاسی نیست، سینه‌های عریان لونا شاد سیاسی نیست. بهایی شدن خبرنگارهای بی بی سی سیاسی نیست. راه اندازی سایت دیگربان با یورهای بیگانه سیاسی نیست.

نیرنگ سیاسی نیست. تفنگ و توپ و تانک سیاسی نیست. چراغ سبز نشان دادن به آل خلیفه وحشی سیاسی نیست. بمب فروختن به آل سعود سیاسی نیست. ایران هراسی سیاسی نیست. حمایت از مریم رجوی سیاسی نیست. ریگی را قهرمان ملی خواندن سیاسی نیست.

صدای امریکا سیاسی نیست. گرین کارت سیاسی نیست. ویزای حقوق بشر سیاسی نیست. ۲۰۰ کلاهک اتمی رژیم صهیونیستی، سیاسی نیست. گلوله آمریکایی‌ها درون سینه بچه‌های کانال پرورش ماهی، سیاسی نیست. تانک مرکاوا سیاسی نیست. ترکش خانه کرده در گلوی رزمنده شرق ابوالخصیب، سیاسی نیست. شهادت مردان خدا سیاسی نیست.

با شنی تانک، روی سینه دلاوران هویزه رفتن، سیاسی نیست. تحریم و تهدید و جنایت، سیاسی نیست. آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای سیاسی نیست. سازمان ملل سیاسی نیست. کشتی بریجتون سیاسی نیست. گاز خردل ساخت کشور فرانسه، سیاسی نیست. گاز فلفل در چشم دانشجویان آمریکا سیاسی نیست. تجاوز به زنان خرمهشر سیاسی نیست.

حمله به چادرنشینان مظلوم جنبش ۹۹ درصد سیاسی نیست. نقشه کشیدن برای ترور حاج قاسم سیاسی نیست. یتیم کردن علیرضای ۴ ساله سیاسی نیست. کشتن داماد کربلای ۵ جلوی چشم کمپوت انرژی جبهه‌ها سیاسی نیست. بمب آمریکایی که ۳۸ نفر را در یک عروسی هرات کشت سیاسی نیست.

من منکر سختی‌های داخل کشور که خیلی‌هایش را هم‌این ابرقدرت‌های شیطانی برای ما نسخه پیچیده‌اند نمی‌شوم ولی اینکه کسی به خودش جرات دهد از سیاهی‌های داخل کشور و ملتش پله‌ای برای خودش درست کند بداند که عاقبتش چیزی بیشتر از منافقین به خلق نخواهد بود. اصغر فرهادی یادش رفت همین جایزه اسکار مارلون براندو در اعتراض به رفتار دولت امریکا با سرخ‌پوست‌ها نگرفت. آقای فرهادی موقع اسکار گرفتن به چی فکر می‌کردید؟ اصلن فکر می‌کردید؟ به یاد دانشمندان اتمی شهید ایران بودید؟

من منکر سیاهی‌ها نیستم، همین سیاهی مگر طلا و مس سیاهی‌ها را نشان نداد؟ پس چرا این فیلم حتا به یک جشنواره درجه سوم خارجی هم دعوت نشد؟ جایزه که توی سرشان بخورد. آیا به این خاطر نبود که چون نشان می‌داد آخوندها هم با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند بایکوت شد؟

مگر برادر ابراهیم سیاهی‌ها را نشان نمی‌دهد؟ پس چرا ابراهیم در آتش ما از پله هیچ فستیوال خارجی بالا نرفته؟ با هیچ لکاته‌ بین المللی دست نداده؟ در مقابل هیچ خارجی تعظیم نکرده؟ شما می‌دانید ابراهیم حاتمی‌کیا چند بار فیلم‌هایش توقیف شده؟ حتمن خبر دارید به رنگ ارغوان چند سال توقیف بود؟ آژانس شیشه‌ای فاش‌گو با چه مکافاتی نمایش داده شد؟ گزارش یک جشن دیدید؟ ارتفاع پست چطور؟ موج مرده را چی؟

پیر ما گفت: اگر روزی امریکا از شما تعریف کرد باید عزا گرفت، ابراهیم حاتمی‌کیا و هر کسی که مثل او کمی‌ها و کاستی‌ها و درد این ملت نشان می‌دهد ولی در عین حال دشمن شاد کن نیست مصداق این جمله‌ جاودانه است. ابراهیم حاتمی‌کیا شرف سینمای ما است، به صورتش سیلی می‌زنند ولی می‌داند نباید دل دشمن شاد کند، همان‌طور که حاج کاظم می‌دانست توی فرودگاه لندن باید چی بگوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 22:9  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

انتخاب مشکوک کفاشیان. کفاشیان کاندیدای اصلی دولت بود!

کفاشیان کاندیدای اصلی دولت بود!
انتخاب مشکوک کفاشیان

 
 دولتی ها با دو کاندیدا وارد انتخابات فدراسیون شدند: قریب و کفاشیان. قریب کاندیدای روی صحنه بود کفاشیان کاندیدای پشت پرده!

علی کفاشیان در حالی رئیس فدراسیون فوتبال شد که اکثر ناظران و تحلیلگران معتقد بودند ممدحسین قریب کاندیدای مد نظر دولت در انتخابات فدراسیون فوتبال است و کفاشیان، کسی است که دولتی ها در پی برکناری او هستند.

در شرایطی که خیلی ها فکر می کردند قریب رئیس فدراسیون فوتبال می شود، اما برخلاف تصور آنها، کفاشیان دوباره به عنوان رئیس فدراسیون برگزیده شد.

برخی از اهالی ورزش، این انتخاب را نشانه استقلال مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال دانستند و بر ایستادگی مجمع و کفاشیان در برابر اراده دولتیان درود فرستادند!

نویسنده این یادداشت مدعی نیست که جامعه فوتبال ایران در این ماجرا قطعاً بازی خورده است و اکنون بی آنکه بداند، دلخوش است که دست اراده دولتیان از دامان فوتبال ایرانیان کوتاه شده است، اما بد نیست که توجه اهالی فوتبال و خوانندگان عصر ایران ورزشی را به سناریوی پنهان محتملی جلب کنیم که ممکن است در زیرپوست این انتخابات نوشته و اجرا شده شده باشد.

علی کفاشیان را همه ایرانیان به عنوان ئریس فدراسیونی ضعیف و سست آهنگ در برابر اراده مقامات مافوق می شناسند. کسی کفاشیان را به جسارت و قدرت ایستادگی نمی شناسد بلکه همه از او به عنوان فردی اطاعت پذیر و حرف گوش کن یاد می کنند که اساساً با این انگیزه از سوی مقامات بالاتر به فوتبال ایران تزریق شده است که به آسانی به امر و نهی های آنان تن دهد.

همه می دانند که علی دایی در دوران کفاشیان با اراده اهل سیاست سرمربی تیم ملی شد و با اراده آنان نیز برکنار شد. کفاشیان در جریان نصب و عزل دایی، فقط نقش ابلاغ کننده و امضاکننده حکم انتصاب و برکناری او را ایفا کرد و بس.

از سوی دیگر، جامعه فوتبال ایران از کفاشیان ناراضی بود و ماندن او را خوش نداشت؛ چرا که ضعف اراده او را مجرای اصلی دخالت های بی حد و حصر دولتی ها در فوتبال کشور می دانست.

دولت نیز به خوبی از این حقیقت مسلم آگاه بود که حمایت او از هر کاندیدایی، موجب مخالفت اهالی فوتبال با انتخاب آن کاندیدا به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال می شود.

بنابراین، اگر دولتی ها قصد ابقای کفاشیان را کرده باشند، از آنجایی که می دانستند جار زدن چنین قصدی به نقض غرض می انجامد و موجب سرنگونی کفاشیان از صندلی ریاست می شود، هیچ بعید نیست که فرد دیگری را به صورت غیرمستقیم به عنوان کاندیدای خود در انتخابات فدراسیون فوتبال معرفی کرده باشند تا همه نگا های منفی و مخالف متوجه آن فرد شود و کفاشیان بتواند با ژست " کاندیدای مستقل از دولت " دوباره ردای ریاست بر تن کند.

از این منظر، اراده سیاسی پشت پرده انتخابات فدراسیون فوتبال، از چندی قبل معطوف به معرفی کاذب قریب به عنوان کاندیدای دولت در انتخابات فدراسیون شد در حالی که کاندیدای اصلی دولت کسی جز علی کفاشیان نبود.

به عبارت دیگر، دولتی ها با دو کاندیدا وارد انتخابات فدراسیون شدند: قریب و کفاشیان. قریب کاندیدای روی صحنه بود کفاشیان کاندیدای پشت پرده! پیروزی هر یک از این دو کاندیدا، در حقیقت پیروزی دولت در انتخابات فدراسیون فوتبال بود. اما اگر کفاشیان رئیس باقی می ماند، به دلیل ویژگی های شخصیتی اش، دولت می توانست حباب وار براندازد از نشاط کلاه! چرا که کفاشیان اهل " نه گفتن " به اراده مقامات سیاسی فرادست خود نیست.

آنچه گفته شد، البته صرفاً یک فرضه یا گمانه زنی است اما نکته جالب این است که برخی از کارمندان فدراسیون فوتبال نیز موید این فرضیه اند.

این کارمندان، که از نزدیک دستی بر آتش تحولات درونی فدراسیون فوتبال دارند، ظهر روز دوشنبه، در گفتگو با خبرنگار عصر ایران ورزشی، با قاطعیت معدی بودند که علی کفاشیان کاندیدای اصلی دولت بود و به صحنه آمدن محمدحسین قریب به عنوان کاندیدای دولت در این انتخابات، در واقع ابزار و راهکاری بود برای باقی کفاشیان در مسند ریاست فدراسیون فوتبال.

جالب اینکه، ادعای " استقلال کفاشیان و رقابت او با کاندیدای دولت " برای این گروه از کارمندان فدراسیون فوتبال، ادعایی گزاف و خنده دار بود!

شاید اگر کمی دقیق تر بنگریم، این فرضیه چندان هم بیراه نباشد. آخر کفاشیانی که در طول مدت ریاستش بر فدراسیون فوتبال، هیچ گاه در برابر اراده مقاما بالاتر ایستادگی نکرده بود، چگونه یک شبه به " قهرمان ایستادگی در برابر دولت " بدل شد؟

مطابق این فرضیه، رسانه ای شدن گسترده خبر غیرقانونی بودن انتخاب کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال، به دلیل منع حضور بازنشسته ها در راس فدراسیون ها، پرده دیگری از بازی اهالی سیاست با اهالی فوتبال بود.

پرده بعدی این بازی، موضع گیری شجاعانه و مستقل کفاشیان در برابر اراده اهل سیاست بود: کفاشیان اعلام کرد که از انتخابات فدراسیون فوتبال کنار نمی کشد.

پرده سوم، مطرح شدن بحث تکرای و هراس آور " تعلیق فوتبال ایران از سوی فیفا " بود؛ بحثی که موقعیت کفاشیان را در راه رسیدن به ریاست فدراسیون فوتبال، بیش از پیش تقویت کرد.

بدین ترتیب علی کفاشیان که در تاریخ فدراسیون فوتبال ایران، به درست یا غلط، یکی از مظاهر بارز ضعف اراده به شمار می رفت، ناگهان مظهر ایستادگی و مقاومت در برابر اراده مقامات بالاتر شد و از اطاعت امر آنان سرپیچید و به سان یک " پهلوان "، اهل سیاست را ناکام گذاشت و خود دوباره ردای ریاست بر تن کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 21:53  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي چه اتفاقي مي‌افتد؛ آقاي ضرغامي روابط زن و مرد نامحرم در "ساختمان

در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي چه اتفاقي مي‌افتد؛ آقاي ضرغامي روابط زن و مرد نامحرم در "ساختمان پزشكان "قابل تفسيراست؟

نشست صمیمانه!! ساختمان پزشکان با جناب ضرغامی

آقاي ضرغامي چرا در سريال ساختمان پزشكان توهين به والدين به‌خصوص به پدر مي‌شود؟ شما اهانت برادران به هم، نگاه‌هاي لذت‌گراي زن‌ومرد نامحرم به هم، روابط غيرعرفي زن و مرد نامحرم كه در اين سريال يافت مي‌شود را چگونه توجيه و تفسير مي‌كنيد؟

پخش سريالي موسوم به ساختمان پزشكان واكنش‌هايي را در سطوح مختلف جامعه برانگيخته است. منتقدان استفاده از ديالوگ‌هاي سطحي و بعضاً اهانت‌آميز، القا و ترويج دروغ‌گويي و همچنين تضعيف روابط خانوادگي را از جمله موارد قابل تأمل اين سريال تلويزيوني مي‌دانند.
پايگاه اطلاع‌رساني نداي انقلاب طي تحليلي درباره اين سريال نوشت: چند سالي است كه صدا و سيما - و نه رسانه ملي – سياست(!) توليد برنامه‌هاي طنز را علم كرده است كه در ابتداي امر مبنا بر اين قرار بود كه به‌واسطه توليد آثار تلويزيوني دراين ژانر از بار استرس‌هايي كه امروزه به‌خاطر نوع زندگي ماشيني بر اجتماع وارد مي‌شود، بكاهد. اما الحمدُ للهِ وَ المِنـَــه اين قضيه در حد شعار باقي ماند و توليد آثار طنز با رشد معكوسي كه تا امروز شاهد آن بوده ايم، خودش به يكي از مهمترين دغدغه هاي اجتماعي تبديل شده و به قول معروف قوز بالا قوز شده است.

حجت موجه اين مدعا پخش سريال مبتذل ساختمان پزشكان مي باشد كه اين شبها روي آنتن شبكه سه سيما مي رود. جاي تعجب است كه گاهي تحليل هاي بي‌اس و اساس در مورد اين سريال صورت مي گيرد كه بعضي ها كارگرداني سروش صحت و برخي ديگر نوشتار برادران قاسم‌خاني را يك پديده عنوان مي كنند و جالبتر اينكه هيچ دليل قاطع و توضيح متقاعد كننده اي براي اظهار نظرهاي خود در چنته ندارند. كه بايد در اينجا اذعان داشت كه اظهار نظرهايي چنين فاضلانه نتيجه همان بيزنسي است كه پشت پرده توليد بعضي از آثار تلويزيوني و سينمايي به عنوان "حق الزحمه " و در واقع به‌عنوان "حق و حساب " جريان دارد. با زبان ساده‌تر نويسنده مطالب مذكور كه عنوان منتقد را به دنبال خود يدك مي كشد براي نقد اين سريال به عقايد و شرافت خود چوب حراج زده و . . . .

به همين خاطر در ادامه اين مبحث نگاهي به محتوا و ساختار اين مجموعه خواهيم داشت.

در آغاز بحث بايد به اين نكته مهم اشاره كرد كه اصطلاح "سريال طنز " اصطلاحي كاملاً اشتباه است، زيرا كار طنز منحصراً به آثار ادبي اطلاق مي شود و كارهاي طنز در عرصه تصوير به اصطلاح كمدي و كميك مصطلح هستند.

اما به لحاظ فني در هنر فيلمنامه نويسي بايد گفت كه با توجه به اينكه برادران قاسم‌خاني در سريالهاي كميك شبهاي برره، پاورچين و آثار ديگر با مهران مديري سابقه همكاري داشته اند و در سريال شبانه ساختمان پزشكان هم در كسوت فيلمنامه نويس ظاهر شده اند، در نتيجه شيوه و قالب نوشتاري اين سريال به لحاظ شخصيت پردازي ها، استفاده از يك لوكيشن ثابت مثل مطب براي پي‌گيري روند قصه، حساسيت و نگاه خاص كاراكترها به مقوله پول، جنس ديالوگها، كودن بودن كاراكترها، نارو زدن آدمهاي قصه به هم زماني كه پاي مباحث مالي وسط باشد و نحوه انتخاب شخصيت ها كه عموماً رابطه خانوادگي با هم دارند و در رأس آنها پدر و مادر به عنوان اهرم فشار و اجبار و اشخاصي كه حق وتوي مسائل را دارند در سريال ساختمان پزشكان كاملاً منطبق بر كارهاي قبلي مديري است و از اشل‌هايي كه اين كارگردان در آثارش لحاظ كرده تبعيت مي كند. همين طور در انتخاب داستان اپيزودها هم اين سريال دنباله‌روي كارهاي كميك قبلي سيما مي باشد كه در اين راستا مي توان به تباني فرزندان براي يك اقدام خاص مثل مسافرت رفتن و لو رفتن همين اقدام در پايان هر اپيزود اشاره كرد. با اين اوصاف به نظر مي رسد كه برادران قاسم‌خاني هم در نوشتار كارهاي كميك دچار تكرار شده اند.

در بحث كارگرداني سريال ساختمان پزشكان، شاخصه هاي تقليد از آثار كميك‌كاران قبلي، به‌خصوص مهران مديري بيشتر و پررنگ‌تر به چشم مي خورد و كارگردان در ابتداي امر از تحليل و توضيح شخصيتها براي بازيگران عاجز بوده است كه براي نمونه مي توان به نقش كتي با بازي مونا فرجاد اشاره كرد كه به‌عنوان روانشناس و همسر سابق قهرمان داستان يعني نيما افشار در اين سريال حضور دارد كه هيچ نشانه و شاخصي كه مبين روانشناس بودن او باشد در اين سريال ديده نمي شود.

در بحث بازي گرفتن از بازيگران هم بايد اذعان داشت كه صحت بسيار ضعيف عمل كرده است و اين مدعا با نگاهي به بازي هايي كه مطلقاً يك‌دست نيست به اثبات مي رسد به عبارت ديگر بازي هاي نسبتاً روان مثل بازي هومن برق‌نورد (ناصر) به استعداد خود بازيگر برمي‌گردد و در مقابل كارگردان در بازي گرفتن از بازيگران ضعيف مثل بازي فرناز رهنما (نازنين) و مونا فرجاد (كتي) ناموفق بوده است. يكي ديگر از مواردي كه رصد آن به‌سرعت بازيهاي ديگري را براي مخاطب تداعي مي‌كند باز به حوزه بازي گرفتن از بازيگر مربوط مي شود، بحث ريكشن يا عكس العمل بازيگران مقابل عملكرد همديگر است كه براي نمونه مي‌توان به ريكشن دادنهاي هوشنگ حريرچيان (نقش پدر) اشاره كرد كه در برخورد با مسائل مالي دهانش باز و بي‌حركت مي‌ماند كه اين افه در بازي حريرچيان سريعاً ذهن را به بازي جواد رضويان در سريال پاورچين و بازي در نقش داوود پيوند مي‌زند و از طرفي لهجه اصفهاني او و برخوردش با خانمها يادآور بازي‌هاي غيراخلاقي رضا ارحام صدر در فيلم‌فارسي‌هاي قبل از انقلاب است.

اما استفاده از بن‌مايه‌هاي كميك كه به دو بخش فيلمنامه و كارگرداني مربوط مي‌شود بدترين بخش توليد سريال ساختمان پزشكان است. به اين مفهوم كه به نظر مي‌رسد نويسنده و كارگردان براي رسيدن به يك كار كميك مهمترين اصول اخلاقي و ارزشهاي خانواده و جامعه ايراني را زير پا گذاشته و خواسته و ناخواسته سعي در القاي باوري ديگر در بحث محرميت داشته‌اند. به طوري كه اكثر برخوردها و روابط زنان و مردان در اين سريال غالباً به برخوردهاي جنسيتي تبديل شده است.

براي نمونه مي‌توان به سكانسي كه پدر خانواده به‌علت شكستگي پا در منزل بستري مي‌باشد و براي فيزيوتراپي وي خانم پرستاري جوان به منزل مي‌آيد و در همين حين با تماس تلفني كه از آن مرگ مادر و همسر حريرچيان القا مي شود، مريض در اتاقي كه تصويري از آن ارائه نمي شود و تنها صداي پدر و پرستار شنيده مي‌شود خيلي زود گريه‌اش بند مي آيد و با تكرار ديالوگي شرم‌آور با صداي بلند مي‌خندد و با پرستار شوخي مي‌كند.

حال اين سوال مطرح مي شود كه جناب آقاي ضرغامي در سازمان تحت امر شما چه اتفاقي مي افتد كه سريال ساختمان پزشكان كه قبل از پخش در بيانيه اي از سوي مسئولان شبكه سه سيما به دلايل بار كم طنز و سطح نازل طنز، ‌مورد هجوم قرار گرفتن جامعه روانپزشكان، عدم استفاده از چهره‌هاي شاخص طنز، بازي با اعصاب مردم و . . . از كنداكتور پخش حذف و چهارچرخ جايگزين آن شد، به‌يك‌باره نقاط ضعفش به نقاط قوت تبديل مي شود و مسئولان شبكه سيما دومرتبه به‌خاطر تنوير افكار عمومي در بيانيه اي ديگر كه به رسانه ها ارسال مي كنند به طرفداري از اين سريال مي پردازند و به كارنامه پربار هنري نويسنده و كارگردان اين سريال اشاره مي‌كنند؟

آقاي ضرغامي، چرا در اين سريال توهين و بي‌مهري به والدين به‌خصوص به پدر صورت مي‌گيرد؟ شما اهانت برادران به هم، نگاه‌هاي لذت‌گراي زن و مرد نامحرم به هم، شكستن حريم ميان زن و مرد و استفاده مكرر ديالوگ "مي‌زنم تو دهنت! " كه تكيه كلام نازنين همسر دكتر افشار است خطاب به شوهرش، روابط غيرعرفي و غيرمنطقي زن و مرد نامحرم مثل رابطه نازنين و هومن (بيژن بنفشه‌خواه) و ديگر مواردي كه به‌شكرانه فعاليت هاي رسانه ملي به وفور در اين سريال يافت مي شود را چگونه توجيه و تفسير مي كنيد؟

آقاي ضرغامي، بهتر است بدانيد از بس سازمان صدا و سيما در مظان اتهام واقع شده كه متاسفانه اين باور دارد در ذهنمان شكل مي گيرد كه خط سير حركت رسانه ملي با خط سير رسانه ها و شبكه هاي تلويزيوني معاند نظام و ايران و اسلام، با اندكي تفاوت، خواسته يا ناخواسته، در يك جهت قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 9:35  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

شریعتمداری خطاب به آیت الله مصباح: استاد ! گوارايت باد ...

شریعتمداری خطاب به آیت الله مصباح: استاد ! گوارايت باد ...

حسین شریعتمداری در مطلبی با عنوان "استاد ! گوارايت باد ..." در روزنامه کیهان چنین نوشت:

از «ديوجنس حكيم» - فيلسوف يوناني/400 سال قبل از ميلاد مسيح(ع)- حكايت كرده اند كه وقتي شنيد ديوانه اي زبان به مدح او گشوده است، سر از تاسف به گريبان كشيد و با خود انديشيد «مگر چه كار احمقانه اي از من سرزده است، كه ديوانگان بي سرو پا را خوش آمده و آن را شايسته تقدير دانسته اند؟! انتظار آن بود كه ديوانگان، زبان به ملامت من گشايند و ناسزا نثارم نمايند.»

انتظار آن روز «ديوجنس» كه معكوس از آب درآمده بود، اين روزها درباره استاد گرانقدر، علامه محمدتقي مصباح يزدي به روال منطقي رخ نموده و حاشيه نشينان جريان انحرافي زبان به ناسزاگويي عليه ايشان گشوده اند. ناسزاگويي جريان انحرافي به استاد با توجه به هويت وابسته و از پرده بيرون افتاده اين جريان، اگرچه در شنيدن تلخ و ناگوار است ولي به قول حضرت امام راحل - رضوان الله تعالي عليه- نشانه درستي و سلامت راهي است كه علامه مصباح يزدي به صلابت پيموده و مي پيمايند.

برادر عزيزم آقاي ابراهيم حاج محمد زاده از فرماندهان ارشد سپاه در دوران جنگ تحميلي كه چند سالي در زندان سياسي رژيم طاغوت با يكديگر همبند بوديم و 4 سال قبل از دستگيري با مشاهده انحراف سازمان منافقين از اين سازمان جدا شده بود مي گفت: روزي با مسعود رجوي براي شنيدن سخنراني استاد شهيد، مرتضي مطهري به حسينيه ارشاد رفتيم و بعد از سخنان آن شهيد بزرگوار، وقتي سركرده منافقين تقدير و تمجيد من از استاد را مشاهده كرد، زبان به بدگويي عليه ايشان گشود و تهمت هاي ناروايي را متوجه استاد كرد. او مي گفت؛ سازمان به اين نتيجه رسيده بود كه اگر هوادارانش پاي سخنان استاد مطهري بنشينند، به نفاق اين سازمان پي مي برند و از آن جدا خواهند شد و از سوي ديگر منافقين نمي توانستند اين واقعيت را براي هواداران بازگو كنند. بنابراين تصميم گرفتند كه با تهمت پراكني و فحاشي و ناسزاگويي به استاد مطهري هواداران را از نزديك شدن به آن استاد بزرگوار بازدارند.

منافقين بعد از انقلاب اسلامي نيز از همين ترفند عليه شهيد مظلوم، آيت الله دكتر بهشتي در سطح گسترده اي استفاده كردند تا آنجا كه حضرت امام(ره) بعد از شهادت شهيد بهشتي، مظلوميت آن شهيد بزرگوار را سخت تر از شهادت ايشان دانستند.

جرم شهيد مطهري و شهيد بهشتي آن بود كه بيشتر و پيشتر از ديگران به هويت واقعي سازمان منافقين و پيوند اين سازمان تروريستي با بيگانگان پي برده بودند و آگاه كردن مردم از اين هويت وابسته و پلشت را وظيفه خود مي دانستند. اين دقيقاً، همان به اصطلاح جرمي است كه حضرت علامه مصباح يزدي- از نگاه جريان انحرافي- مرتكب شده است و معرفي اين جريان انحرافي و پيوند خورده با دشمنان بيروني را وظيفه خود دانسته است. وگرنه تا چند ماه قبل، اعضاي اين جريان انحرافي با كمتر از پيشوند «علامه بزرگوار»، «حضرت آيت الله» و امثال آن از استاد، ياد نمي كردند!

و بالاخره، اگرچه در اين باره گفتني هاي بسياري هست كه براي همگان شنيدني است و دير نيست روزي كه اين گفتني هاي شنيدني درباره هويت واقعي جريان انحرافي و پيوندهاي بيروني آن گفته شود، ولي در اين وجيزه تنها به اين سخن خطاب به حضرت آيت الله مصباح يزدي بسنده مي كنيم كه؛ اگر خداي مهربان - نستجيربالله- شما را دوست نمي داشت، مدال پرافتخار كينه توزي جريان انحرافي عليه حضرتعالي را بر سينه دريايي و لبريز از زلال بصيرت و معرفت شما نصب نمي فرمود. استاد ! گوارايت باد ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 خرداد1390ساعت 13:0  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

كليپ: سخنرانی حجه الاسلام دکتر نبویان در مورد مشایی

با سلام خدمت عزیزان. دوستانی که میخوان به اکثر ابهامات در مورد ماهیت جریان انحرافی و مطالب فراوانی که در مورد این جریان و لیدرش، آقای اسفندیار رحیم مشایی مطرح شده، پی ببرند و آگاه بشنود، توصیه دوستانه من اینه که این لینک رو داونلود کنید و گوش بدید. من با دقت گوش دادم و در اون جانبداری افراطی یا صحبتی بدون دلیل و مدرک قابل اثبات شدن و یا تهمت و افترا زدن به جریان انحرافی "ندیدم".

متن سخنرانی رو هم در لینک دیگری گذاشتم.

مهم: كليپ سخنرانی حجه الاسلام دکتر نبویان در مورد مشایی

لینک مستقیم

لینک غیر مستقیم

متن کامل: سخنرانی دکتر نبویان در مورد مشایی

مطلب بعدی هم تازه به دستم رسیده و حاوی مطالب متفاوت و جدیدتری از عمق انحراف و نفاق این فرد معلوم الحال(مشایی) است که متن کاملش هم در بخش "ادامه مطلب" موجوده:

چهره واقعی مشایی:

اسفندیار رحیم مشایی، طی سخنانی موهن و سخیف، اظهار داشت که : " دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است، همان طور که دوران اسب سواری به پایان رسیده." وی در اظهارات خود که فیلم آن در اختیار همگان قرار دارد، افزوده است : " روند تحولات این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد، این دوره رو به پایان است؛ تمام نشده رو به پایان است. بشر سرعتش بالا رفته، فهمش تیز شده، به یک حقایقی میرسه که اون را لازم نیست از دوره پوسته اسلام طی کند."

چهره واقعی مشایی: متن کامل مطلب

چهره واقعی مشایی: فیلم

بدرود تا درودی دیگر. یا علی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 خرداد1390ساعت 12:25  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

درخشش جهاني وزارت اطلاعات

درخشش جهاني وزارت اطلاعات

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

خبرگزاري فارس: سربازان امام زمان (عج) با پايبندي به ارزشهاي انقلاب اسلامي و استفاده از توان، دانش و تخصص بومي توانسته‌اند نقش مهمي در تحولات كشورمان و سطح منطقه ايفا كنند.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس به نقل از سايت جهان، حدود يك ماه پس از آنكه رهبر معظم انقلاب در حكمي حكومتي از عزل وزير اطلاعات جلوگيري و وي را ابقا كردند، خبري مهم و معنادار منتشر شد كه حاكي از شناسايي و انهدام "شبكه پيچيده جاسوسي و خرابكاري وابسته به سازمان جاسوسي آمريكا " بود.

بر اساس گزارش روز شنبه 31 ارديبهشت ماه نيروهاي زبده و مومن وزارت اطلاعات در رويارويي جانانه خويش با عوامل سازمان سيا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتي، ضداطلاعاتي و عملياتي، تعداد 30نفر از جواسيس آمريكا را بازداشت و 42 نفر از افسران اطلاعاتي عملياتي سيا در كشورهاي مختلف را نيز شناسايي كردند.

آنچنان كه حجت‌الاسلام و المسلمين مصلحي، وزير اطلاعات، گفته "آمريكايي‌ها به دنبال اين بودند كه اطلاعاتي در مورد پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي كشورمان در بخش نفت، گاز و در ابعاد مختلف كسب كنند. در مورد وزارت نيرو، برق، كشتيراني، فرودگاه‌ها و گمرك به دنبال دستيابي به نرم‌افزارهايي بودند. "

اين دستاورد بزرگ منطقه اي و حتي جهاني وزارت اطلاعات كه موجي از تهديدهاي زيربنايي عليه جمهور اسلامي را در مرحله اي حساس متوقف و در عين حال ضربه اي سنگين بر پيكر سازمان سيا زد، در زماني بدست آمده كه اتفاقا اين وزارتخانه در داخل هدف فشارهاي سياسي و حملات تبليغاتي گروه انحرافي در دولت قرار دارد. اين گروه كه در تغيير مديريت وزارت اطلاعات ناكام مانده از راه هاي ديگر درصد تحقق اين هدف خود است به همين دليل شايد موفقيت هاي مديريت كنوني اين وزارت خانه چندان براي اين گروه خوشايند نباشد.

اين تلاش هاي تعجب برانگيز كه با سكوت و حتي همراهي رئيس جمهور همراه شده، در شرايطي انجام مي گيرد كه موفقيت ها و پيروزهاي بزرگي در كارنامه دو سال اخير وزارت اطلاعات بويژه در دوران مديريت حجت الاسلام مصلحي به ثبت رسيده است به طوري كه گفته مي شود اين وزارت خانه معمولا يك گام از سرويس هاي جاسوسي دشمنان جلوتر بوده است.

*88؛ سالي پركار براي وزارت اطلاعات

وزارت اطلاعات سالي پركار و سخت را در سال 88 گذراند. به عنوان نمونه چند هفته پيش از برگزاري انتخابات سرنوشت ساز دهمين دوره رياست جمهوري، نيروهاي اطلاعاتي عوامل چند برنامه ضد امنيتي مشخص شامل انفجار، ترور و تخريب‌هاي سازمان يافته را كه از ارديبهشت ماه 88 تا روز انتخابات برنامه‌ريزي شده بود، شناسايي و دستگير كردند.

سربازان گمنام حضرت ولي‌عصر(عج) در روز انتخابات 22 خرداد نيز موفق شدند اعضاي يكي از شبكه‌هاي تروريستي را كه در صدد بودند در روز انتخابات در مراكز پرجمعيت و شعبات مختلف تهران از جمله حسينيه ارشاد و مسجد النبي بمب‌گذاري كنند، پيش از هرگونه اقدامي شناسايي و دستگير كنند.

لینک مطلب در www.farsnews.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 18:14  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

عزل وزیر اطلاعات برای پیروزی تیم رئیس جمهور در انتخابات آینده

عزل وزیر اطلاعات برای پیروزی تیم رئیس جمهور در انتخابات آینده

این مجله آمریکایی نوشت: در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه در تلاش برای دستیابی به دموکراسی هستند، جناح های سیاسی ایران مشغول جنگ بر سر فضائل و میراث کوروش هخامنشی شده اند. این مجله آمریکایی همچنین ادامه جدل بر سر بحث مکتب ایرانی را مقدمه ای بر حذف محمود احمدی نژاد عنوان کرد.
فارین پالیسی افزود: در ایران امروز بحث بر سر تاریخ به امر پرمخاطره ای تبدیل شده است. سوال اینک این است که آیا حکومت ایران باید نگاه ویژه ای به تاریخ پیش از اسلام خود داشته باشد؟
این مجله آمریکایی مدعی شد: اختلافاتی که اینک بر سر مکتب ایرانی و مکتب اسلامی در گرفته به خودی خود چیز جدیدی نیست. اگر نگوئیم در قرن های گذشته، لااقل در سده های اخیر همواره این بحث میان محققان و سیاستمداران ایرانی داغ بوده است. اینگونه است که هویت ایرانی دچار نوعی دوگانگی میان ایران پیش از اسلام و دوره زرتشتیان و هخامنشیان و بعد از اسلام در 1300 سال اخیر شده است.
نشریه آمریکایی فارین پالیسی در ادامه افزود: هنوز مشخص نیست کدام یک از حامیان این دو طیف(مکتب ایرانی و مکتب اسلام) دست برتر را دارند. تا چند قرن پس از ورود اسلام به ایران، ایرانیان نقش تعیین کننده ای در فرموله کردن قوانین اسلامی در حوزه هایی چون ادبیات، حکومتداری و قانون داشته اند. با این وجود همواره جدالی میان اعراب و ایران وجود داشته است چه آنکه اعراب معتقدند مذهب شیعه که امروز مذهب غالب ایرانیان است در واقع شاخه ای از ناسیونالیسم ایرانی است.
این مجله در ادامه مدعی شد: روی کار آمدن انقلاب ایران سبب روی آوردن دوباره مردم به ارزش ها و سنت های دینی و اسلامی شد. در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، وی و رئیس دفترش اسفندیار رحیم مشایی با مطرح کردن اسلام ایرانی(مکتب ایرانی) بارها به تمجید از تاریخ ماقبل اسلام ایران پرداخته و ناسیونالیزم را یکی از ارکان دولت خود عنوان کرده اند.
این مجله آمریکایی افزود: احمدی نژاد 20 نفر از سران کشورها را برای برگزاری جشن نوروز بخ شیراز دعوت کرد اما پس از انتقادات شدیدی که به وی شد و با مشورت مشاورانش در نهایت تصمیم به برگزاری آن در تهران گرفت. با این وجود اما آیت الله خامنه ای (رهبر معظم انقلاب) نپذیرفت تا با مهمانان جشن نوروز دیدار کند .
فارین پالیسی تاکید کرد: احمدی نژاد و مشایی نقش فراوانی در بازگشت موقت منشور کوروش به ایران بازی کردند. منشور کوروش یکی از کهن ترین اسناد حقوق بشری دنیاست. شخص احمدی نژاد هم تاکنون بارها از کوروش هخمامنشی تمجید کرده است.
این مجله آمریکایی افزود: اقدامات احمدی نژاد در تمجید از مکتب ایرانی اگرچه ممکن است در ظاهر خیلی مهم جلوه نکند اما با خشم بسیاری از محافل روحانیون مواجه شده است. این موضوع در ایران اسلامی با عنوان فتنه یاد می شود. در اولین روزهای انقلاب ایران مرحوم آیت الله صادق خلخالی حاکم شرع وقت ایران به بدی از کوروش یاد می کرد و او را پسر یهودی می خواند. اینک اما محمود احمد نژاد میلیون ها دلار خرج می کند تا منشور همان کوروش را به ایران بیاورد و بعد از ارزش ها و یگانگی وی تمجید کند. با وجود همه انتقادات، اسفندیار رحیم مشایی هم سخنانی درباره کوروش، ناسیونالیسم ایرانی و مکتب ایرانی بر زبان راند.
فارین پالیسی نوشت: این موضوع اینک به یکی از مهمترین چالش های ایران از زمان بعد از انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شده است. این اتفاقات در حالی روی می دهد که ایران با بزرگترین چالش اقتصادی خود از زمان ابتدای انقلاب تاکنون مواجه است.
این مجله آمریکایی در ادامه به نقل از اکبر گنجی مدعی شد که نام هیچ یک از متحدان محمود احمدی نژاد در لیست ناقضان حقوق بشری که اتحادیه اروپا در حال تهیه آن است دیده نمی شود و در عوض همه لیست از افراد نزدیک به آیت الله خامنه ای هستند. به گفته گنجی، احمدی نژاد به طور سری یک تیم از مشاورانش را برای گفت و گو با اتحادیه اروپا و آمریکا اعزام کرده است. برخی منابع هم گفته اند( مدعی شده اند) تیم احمدی نژاد تلاش می کند برای تهدید سیاستمداران مدارکی را از وزارت اطلاعات خارج کند.
فارین پالیسی در ادامه با اشاره به عزل مصلحی وزیر اطلاعات توسط رئیس جمهوری و سپس فرمان رهبر انقلاب برای ادامه کار وزیر اطلاعات مدعی شد: با وجود نامه نمایندگان مجلس به احمدی نژاد وی حاضر به پذیرش دستور بازگشت مصلحی نشد. وی چند روزی حاضر به برگزاری جلسه کابینه نشد و از حضور در میان عموم هم خودداری کرد. احمدی نژاد یا باید ادامه کار وزیر خود را بپذیرد و یا آنکه خود استعفا داده و برود. البته در صورت رفتن احمدی نژاد اگرچه ممکن است بی ثباتی سیاسی در ایران اتفاق بیفتد اما این اتفاقی نیست که حکومت ایران از پس آن بر نیاید.
این مجله آمریکایی در ادامه با تحلیل رفتار احمدی نژاد می نویسد: احمدی نژاد با هدف قرار دادن وزارت اطلاعات خود را برای انتخابات بعدی آماده می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 13:12  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

توزیع رایگان روزنامه های منتسب به چهره جنجالی(مشایی)

توزیع رایگان روزنامه های منتسب به چهره جنجالی(رحیم مشایی)

 هفته نامه یکشنبه روزنامه هفت صبح

 با گذشت نزدیک به یک هفته از برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، کیوسک‌ها و غرفه‌های توزیع دو روزنامه «هفت صبح» و «تماشا» شمارگان پرتعدادی از این دو روزنامه منصوب به رئیس دفتر رئیس جمهور را در نمایشگاه کتاب به صورت رایگان توزیع می‌کنند، این در شرایطی‌ست که سایر روزنامه‌های صبح تهران یا اجازه حضور و توزیع در نمایشگاه را نیافته‌اند و یا پس از چند روز فعالیت غرفه آنها از سطح نمایشگاه جمع‌آوری شده است.

مشاهدات خبرنگار فردا از نمایشگاه کتاب تهران حاکی‌ست حجم انتشار و توزیع این روزنامه‌ها در فضای داخلی و خارجی نمایشگاه به حدی است که نسخه‌های پرشماری از این روزنامه‌ها بلااستفاده و مانند کاغذهای باطله روی زمین ریخته می‌شوند و یا بازدیدکنندگان برای استراحت و یا صرف غذای خود از آنها استفاده می‌کنند.

این ریخت و پاش فرهنگی، در حالی صورت می‌گیرد که طی هفته‌های گذشته پرسش‌های جدی از سوی اصحاب رسانه و حتی مردم درباره تأمین هزینه‌های این دو روزنامه در سطح جامعه مطرح شده و حتی برخی پیگیری‌ها به آنجا انجامیده که موسسه‌ «ارتباط پویا»، به عنوان مسئول انتشار و احتمالا سرمایه‌گذار اصلی روزنامه هفت صبح و هفته نامه یکشنبه، فاقد هرگونه سابقه حضور و سرمایه‌گذاری در عرصه رسانه کشور است. از سوی دیگر این ابهامات آنجا قدرت بیشتری می‌گیرد که این موسسه هیچ‌گونه ردپایی از ثبت خود در مراجع رسمی و روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران باقی نگذاشته و این نظریه را تقویت می‌کند که به احتمال این موسسه تنها یک نام برای انحراف اذهان عمومی از توجه به سرمایه‌گذار و چهره اصلی پشت پرده این نشریات است.

در روزهای گذشته «اسفندیار رحیم مشایی» رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت هر گونه ارتباط خود را به صورت نهادی و ارگانیک با انتشار روزنامه هفت صبح و هفته نامه یکشنبه رد کرده اما نشانه‌ها و حکم مشاورت حاکی از نزدیکی «علی مزینانی» مدیرمسئول روزنامه هفت صبح با «ابوالحسن فقیه» رئیس جمعیت هلال احمر ایران و از نزدیکان مشایی است.

حال با توجه به شفاف نبودن منابع مالی روزنامه‌های هفت صبح و تماشا از سویی، و توزیع و انتشار گسترده و اسراف‌گونه این روزنامه‌ها در فضایی چون نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران این پرسش را مطرح می‌سازد که در شرایط عادی قیمت تمام شده یک روزنامه ۴ رنگ با تعداد صفحات بالا (۲۴ صفحه) و تحریریه‌ای مرکب از روزنامه‌نگاران باسابقه (که احتمالا رقم دستمزد بالایی دارند) بیش از قیمتی‌ست که روی این روزنامه‌ها درج می‌شود، اما چگونه مدیران این روزنامه‌ها همین مقدار اندک قیمت را هم نادیده گرفته و اصولأ با چه توجیه اقتصادی اقدام به نشر گسترده این نشریات به صورت رایگان می‌کنند؟

آخرین پیگیری‌های خبرنگار فردا حاکی‌ست این بذل و بخشش رسانه‌ای در شرایطی انجام می‌شود که مسئولان نمایشگاه کتاب تهران با درخواست حضور غرفه‌های توزیع بسیاری از روزنامه‌های کثیرالانتشار پایتخت در نمایشگاه بیست و چهارم مخالفت کرده و حتی غرفه‌های یکی از روزنامه‌های صبح تهران را در روزهای اولیه، از محیط نمایشگاه جمع‌آوری کرده‌اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 13:3  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

هشدار تاریخی: نسبت «مکتب ایرانی» با ایدئولوژی ماسونی _ آیت الله علیه ماسونها

هشدار تاریخی: نسبت «مکتب ایرانی» با ایدئولوژی ماسونی:

آیت الله علیه ماسونها

پیام فضلی نژاد
 
سخنراني آيتالله «محمد تقي مصباح يزدي»را پيرامون بازتوليد تشكيلات فراماسونري در ايران كه روز 24 فروردين 1390 در جمع مسئولان «شوراي عالي زنان» ايراد شد، بايد يكي از مهمترين سخنرانيهای تاريخ سياسي معاصر دانست؛ چه اينكه نمادها و نشانههاي معرفتي- سياسي دو دهه گذشته حكايت از ظهور پديدهاي به نام «كودتاي ايدئولوژيك ماسونها» در ايران دارد كه در تحليلهاي امنيتي، موفقيت چنين كودتايي را «شرط لازم» براي «سقوط فيزيكال» يك نظام سياسي ميدانند. هر چند دو ماه پيش نیز يكي از نزديكان آيتالله مصباح يزدي در گفتگويي خبر از نقطه نظرات ايشان پيرامون «افزايش نفوذ جريان فرهنگي فراماسونري در بدنه دولت» داده بود، اما اينبار اشارات صريح رييس «موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)» به شاخصهاي اين فرقه نفوذي و مقايسه تطبيقي آن با رويكردهاي شبهمعرفتي مانند «مكتب ايراني» و «مليگرايي» سبب شد تا دوباره حساسيت پيرامون كاركرد فراماسونري در ايران از حاشيه بحثهاي تئوريك به متن مسائل سياسي كشور بيايد.
گويي تاريخ هم براي «آيتالله» - كه نه تنها «فقيه» بلكه «فيلسوفي الهي» است – و هم براي ما تكرار ميشود. او يكبار پيشتر در پايان دهه 1370 با ارائه سلسله گفتارهاي انتقادي خود پيش از خطبههاي نماز جمعه تهران عليه گفتمان ماسوني اصلاحطلبان شوريده بود و اكنون نيز در روزهاي آغازين دهه 1390 بار ديگر با اتخاذ موضعي بههنگام عليه بازتوليد ايدئولوژي و تشكيلات فراماسونري در ايران به ميدان آمده است. با اين تفاوت كه يك دهه پيش، آيتالله «مصباح يزدي» به «خوديها» پيرامون نفوذ «غيرخوديها» هشدار داد، اما نگراني امروز او از «نفوذ ماسونها در جريان خودي» است؛ هر چند محور هر دو هشدار آيتالله به فاصله يك دهه، ظهور قرائتهاي التقاطي ديني از «اسلام سكولار» و «نسبيگرايي» تا «مكتب ]اسلام[ ايراني» و «مليگرايي» است. هشدار آيتالله روشن است: نزاع ميان «اسلام آمريكايي» با «اسلام ناب محمدي(ص)» با صورتي نوين و ماهيتي ثابت براي «تجزيه دين» ادامه دارد و بنابر آموزههاي امام خميني(ره) نباید از اين دشوارترين «جنگ عقيدتي» ميان حق و باطل غافل بود. براي همين آيتالله مصباح يزدي ميگويد: «خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذيهايي است كه در بين خوديها در حال رشد هستند.»
 
فراماسونري؛ از لندن تا تهران
ظهور لژهاي سري فراماسونري را در جهان بايد در دهههاي 1650 و 1660 ميلادي در «دانشگاه آكسفورد» انگلستان جستجو كرد؛ دانشگاهي كه هفته گذشته نيز نامش به سبب حمايت از «مهدي هاشمي» در صدر اخبار جنجالي قرار گرفت. دانشمنداني مانند «اسحاق نيوتن» و فلاسفه تجربهگرا مانند «جان لاك» - كه تئوري «جامعه مدني» او در نيمه دهه 1370 به شعار اصلاحطلبان و دولت «سيدمحمد خاتمي» بدل گشت - از نخستين كساني بودند كه با تاسيس انجمنهاي مخفي زمينههاي رشد فراماسونري را فراهم ساختند و با توليد «مباني نظري سرمايهداري» به تدوين ايدئولوژي ماسوني كمك كردند. فراماسونري در اروپاي قرن هفدهم، از يك سو مبنايي ايدئولوژيك و زيربنايي معرفتي يافت كه پروتستانهاي مسيحي آن را بر شاخصهاي «ليبراليسم كلاسيك» (با تكيه بر مالكيت خصوصي و مشروعيت سرمايهداري) و «اومانيسم الحادي» (با تكيه بر انسانمحوري و انكار فطرت الهي) بنا كردند؛ پيشروان آن شعار «عشق به انسان» و واژگان سهگانه «آزادي، برابري، برادري» را با نوعي از «معنويت يهودي» (كاباليستي/ صهيونيستي) و «تساهل مذهبي« درآميختند و سرانجام از دل رواج اين مباني تئوريك، در دهه 1680 يك تجديدنظرطلبي بزرگ و سپس كودتايي ايدئولوژيك عليه آئين مسيحيت آغاز گشت كه به تحولات موسوم به «انقلاب باشكوه» 1688.م انگلستان رسيد؛ اين اولين «انقلاب مدرن» به روايت اصلاحطلبان سكولار، اما در واقع نخستين «كودتاي ماسوني» در جهان بود و از قضاء توسط «حزب سبزهاي انگلستان» (حزب ويگها) و سرمايهداران يهودي به وقوع پيوست و نخستين حلقه از كودتاهايي بود كه موج آن به فرانسه و سپس آمريكا در سال 1789.م رسيد...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت 13:11  توسط محمد حسین عربشاهی  | 

آقای رئیس جمهور! هشدار آیت الله مصباح را جدی بگیرید

آقای رئیس جمهور! هشدار آیت الله مصباح را جدی بگیرید


هفته گذشته جمله ای از آیت الله مصباح به مهمترین تیتر خبری رسانه های کشور تبدیل شد. مطهری زمان ما با هشدار به رییس جمهور گفت: امروزه در درون جامعه ما تشكيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همانطور كه در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه ميكند و تحت پوشش آن حرف خود را بيان ميكند، يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض ميكند. رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در این سخنان هشدارآمیز خود تاکید کرده اند : خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذيهايي است كه در بين خوديها در حال رشد هستند. این برای چندمین بار بود که این استاد نکته سنج حوزه های علمیه در خصوص جریانی انحرافی در درون دولت آقای احمدی نژاد هشدار علنی می داد. آیت الله مصباح پیش از این نیز بارها در خصوص این جریان انحرافی به صورت خصوصی تذکراتی داده بود و البته حلقه ای از شاگردان خود را نیز خیلی پیش از این نسبت به این جریان انحرافی هوشیار کرده بود، اما این بار ادبیات علنی این استاد سیاستمدار متفاوت بود. آنها که صحنه سیاسی کشور را در طول سالهای گذشته و بویژه از سالهای پایانی دهه هفتاد رصد کرده اند، به یاد دارند که آیت الله مصباح یکبار دیگر نیز در برابر جریان انحرافی دولت اصلاحات قد علم کرد و بدون رودربایستی شلاق نقد خود را بر قامت آنها کوباند. شجاعت آیت الله مصباح از یک سو و تبیین درست شبهات و پاسخ به آنها از سوی دیگر، از همان دوره اصلاحات بود که هشدارهای این استاد حوزه را قابل تامل جلوه داد. شاید آن روز که آیت الله مصباح در سخنان قبل از خطبه های نماز جمعه تهران به نقد جریان فکری اصلاح طلبان پرداخت و خبر از انکار دین و مبانی دینی از سوی آنها داد، هیچ کس باور نمی کرد که روزی این موارد عینیت پیدا کند.

 
حتی وقتی آیت الله مصباح یزدی از رد پای چمدانهای دلار در حمایت از جریان رسانه ای و فکری اصلاحات سخن گفت، بسیاری آن سخنان را تندروی دانستند اما گذر زمان ثابت کرد که هشدارهای عمار انقلاب بی جهت نبوده است به طوری که بعدها بسیاری از عناصر بازداشت شده در داخل و عناصر فراری اصلاح طلب بی محابا از دلارهای حمایتی جریان استکبار پرده برداشتند.
امروز نیز آیت الله مصباح یزدی که رهبری معظم انقلاب بارها و بارها در خصوص استحکام فکری و قدرت شبهه شناسی، آدرس ایشان را به عنوان یک عنصر مرجع به خواص جامعه داده و حتی ایشان را علامه طباطبایی و مطهری زمان و طبیب فکری و عقبه ایدئولژیک نظام اسلامی در مقطع فعلی خوانده اند، با همان حساسیت به میدان آمده با این تفاوت که در دوره اصلاحات، این استاد دین شناس هرگز به همشهری یزدی خود اعتماد نکرد و از همان ابتدا خاتمی را شخصیتی منحرف و غیر خودی می دانست اما امروز علی رغم تذکر شدیدالحنش خطاب به احمدی نژاد و اظهار گلایه شدید از حمایتهای بی مورد وی از جریان انحرافی، رییس جمهور را فردی خودی اما در خصوص اعتماد به این جریان انحرافی در اشتباه می داند و معتقد است چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربهاي به اسلام زده و همواره مورد توجه رسانه های بیگانه بوده، ميتواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آنها دل بستهاند.
این گلایه آیت الله مصباح از دلبستگی احمدی نژاد به جریان منحرف آن وقت برای یاران و دوستان رییس جمهور سخت می نماید که سخنان احمدی نژاد در روزهای نخست دولت نهم را به یاد می آورند که همواره بر تکیه گاه فکری دولت به شخصیتهایی مانند آیت الله مصباح تاکید می شد. لازم به یادآوری نیست که آیت الله مصباح سال 90 با آیت الله مصباح سال 84 و آیت الله مصباح سال 78 هیج تفاوتی ندارد به همین دلیل اکنون انتظار از رییس جمهور است که هشدار دلسوزانه استاد و حامی خود را جدی بگیرد.
آیت الله مصباح يزدي البته در پايان سخنان هشدارآمیزشان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرده اند و باز هم برای چندمین بار تاکید کرده اند بزرگترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است. این تاکیدات آیت الله مصباح در خصوص رهبر انقلاب حکایت از این می کند که در علی رغم لزوم هوشیاری و رصد کردن تحرکات جریان انحرافی، با وجود رهبر معظم انقلاب نباید نگران آینده اصل انقلاب بود .
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت 13:9  توسط محمد حسین عربشاهی  |